
شهید حاج رسول استوار مبتکر حمله به پایگاه های رژیم صهیونیستی
تا قبل از حضور حاج رسول در لبنان ، آن زمان نیروهای حرب الله به طور مستقیم با صهیونیست ها درگیر نمی شدند و عادت کرده بودند تا از دور با آنها برخورد کنند و یا انفجاری را سر مسیرشان ترتیب دهند .
حاج رسول پیشنهاد داد تا به یک پایگاه حمله کنیم اما نیروهای حزب الله با حمله به پایگاه ها اسرائیل ابا داشتند و می گفتند: ما کوچک هستیم و قدرت مان کم است و توان درگیری رودرو را نداریم؛ حاج رسول از من پرسید : آیا از لبنانی ها کسی دارید تا با نظر شما همراه باشد و برای حمله به یک پایگاه اقدام کند؟
گفتم: بله هست اما اگر شورای حزب الله موافقت نکند سپاه زیر بار نمی رود .
حاج رسول گفت : کاری به شورا نداشته باشید و کارتان را بکنید واز من خواست تا بازدیدی از نیروها داشته باشد و آنها را از بعد توان جسمی و روحیه بررسی کند.
با حاج رسول به بقاع غربی رفتیم ؛ حاجی وقت نیروها را دید و از من در مورد اطاعت پذیری شان سوال کرد؛ به ایشان گفتم: این بچه ها خیلی خوبند و هر کاری بگویم می کنند.
حاج رسول گفت : کار را انجام بدهید و به پایگاه اسرائیلی ها حمله کنید؛ پایگاهی که انتخاب شده بود پایگاه کوچکی بود ؛ به نظرکار آسانی می آمد اما تجربه اول ما بود و تا کنون چنین عملیاتی انجام نداده بودیم.
به حاج رسول گفتم:این کار برای بچه ها سخت است اما حاج رسول بر عملیات تکیه کرد و با قاطعیات خواست تا عملیات کنم.
شب عملیات به محل پایگاه رفتیم و یکی از بچه ها را که فارسی بلد بود را کنار حاج رسول گذاشتم ؛ آن شب عملیات با سه شهید از نیروهای حزب الله با موفقیت انجام شد.
فرمانده عملیات ابومحمد – بود که در این عملیات شهید شد ؛ دلم نمی خواست او در این عملیات شرکت کند و از اوخواستم خودش وارد عمل نشود اما او پاسخ داد: اگر من به عملیات نروم هیچ کسی وارد عمل نمی شود وعملیات انجام نخواهد شد
شهادت ابومحمد خود سند شرکت ما شد در این حمله و این عملیات شروعی بود بر مطرح شدن مقاومت اسلامی حزب الله در لبنان تا مدتها تمام گفتگوها در لبنان راجع به این عملیات بود.
این اولین بار بود که کسی وارد پایگاه صهیونیست ها می شد و کسی جرات بر عهده گرفتن آن را نداشت؛ این مساله از دید حزب الله اتفاق تازه ای بود وسبب تغییر شیوه جنگ و رشد فرماندهان حزب الله در آن دوره شد.
راوی سردار اسحاقی از فرماندهان مبارزه ضدصهیونیسم در لبنان