سلام بر شلمچه

سلام بر تو ای شلمچه ..
ای دیوان مستیِ شکسته دلانِ عارف

 

✍دی ماه هر سال که شروع می شود آغاز شبهای قدر کربلای 5 است. یاد آن شب ها به خیر؛ یاد همه کسانی که شلمچه را به آسمان بردند و با همان بهانه هزار عالم را سپری کردند به خیر…
یاد کانال زوجی، کانال پرورش ماهی، نهر دوعیجی، نهرجاسم، سه راه مرگ، بوارین، میدان امام رضا(ع)، نوک خودنویسی کانال ماهی . یاد آن هوای معطر که انگار تمام زمین و آسمان را یاس گرفته است، یاد آن آدمهایی که دیگر نیستند ولی هیچ چیز جز سادگی و دلدادگی نداشتند، یاد آنها که دیگر نایابند به خیر…
یاد آنهایی که قدر واقعی آن را دانستند و دیگر نیستند و همان شب ها بال های نور خود را آماده حرکت به سوی او کردند. همان ها که زمین و آسمان با همه بزرگی قفسی برای آن پرنده های شیدا بود.
همان ها که دلهای صیقلی شان آن سوی دنیا را به خوبی نشان می داد. همان ها که آغوشِ بارگاهِ بی نهایتِ رب الارباب به رویشان باز شد.
آنهایی هم که مانده اند تا عمر دارند در غم آنها، شب های پر نور، ناله سر می دهند.
یاد آن شب ها به خیر، یاد شامگاه 19 دیماه 65 که بیابان های دو طرف جاده اهواز خرمشهر و جاده شهید صفوی، نورانی شده بود.
یاد آن شب ها به خیر که ایام فاطمیه بود و نوحه و سینه زنی.
یاد خنده آنها که نوبتِ به خط رفتنشان بود
و گریه ی آنها که باید منتظر می ماندند،
یاد آن قامت بلندانی که دیگر نشانی از آنها نیست
به خیر …

سردار بسیجی مجتبی مینایی فر