
چهره محبوب پادگان (خاطره ای از سردار شهید حاج یدالله کلهر)
سال ۵۳ به سربازی رفتیم.
همان روزهای اول ، یک شب در آسایشگاه خوابیده بودیم ، گروهبان ما آمد و فریاد زد : با شماره سه پوتینهایتان را دست بگیرید و بروید داخل حیاط.
خیلی خسته بودیم . از صبح تا شب رژه رفته بودیم و حالا موقع استراحت هم او آمده بود و ما را اذیت کند.
رفتیم حیاط،و فریاد زد : با شماره سه همگی بروید داخل آسایشگاه.
برگشتیم داخل. دوباره آمد و فریاد زد بروید حیاط. بچه ها عصبانی شده بودند ولی کسی جرات نمی کرد. در همین موقع، یدالله یک گوجه فرنگی برداشت و به پیشانی گروهبان زد وهمزمان با آن فریاد زد : پدر ما را درآوردی!
درگیری شروع شد. با دیدن این منظره بچهها به طرف گروهبان حمله ور شدند و او را به باد کتک گرفتند و از آسایشگاه بیرون انداختند.
چند ساعت بعد، افسر نگهبان و چند نفر دیگر آمدند تا مساله را پیگیری کنند حق را به ما دادند و گفتند: این دفعه شما را بخشیدیم.
از آن روز به بعد کسی جرات نکرد بچه های آن آسایشگاه را بی جهت اذیت کند. از آن روز به بعد ،یدالله چهره محبوب پادگان بود.
راوی: شمس الله چهارلنگ
#شهید_کلهر
#شهید_حاج_یدالله_کلهر
#لشگر_سیدالشهداء
#سردار_کلهر
#دفاع_مقدس
#سرداران_شهید
#شهدای البرز
#مبارزه_با_فساد
#انتقام_سخت
#مبارزه_با_ظلم