
شهید حاج قاسم سلیمانی از زبان شهید حاج رسول استوار
شهید حاج رسول استوار : حاج قاسم زمان حق انتخاب زمان شهادتش را داشت
با حاج قاسم سلیمانی و شهید حاج حسین همدانی در فرودگاه دمشق بودیم، جاده فرودگاه به دمشق تحت سیطره مسلحین بود و بخشی از آن را اشغال کرده بودند و بقیه نیز زیر تیررس شان بود.
حاج حسین گفت:شما اینجا بمانید، من به دمشق می روم، وقتی رسیدم زنگ می زنم؛ شما بیایید
من و حاج قاسم دائم شوخی و مزاح می کردیم؛ مدت کوتاهی از رفتن حاج حسین نگذشته بود که به حاج قاسم گفتم بریم دمشق؛ حاجی هم گفت بریم و راه افتادیم سمت دمشق.
با سرعت 140-150 داشتیم می رفتیم که اگر تیر می خورد تو لاستیک چیزی از ما باقی نمی ماند
توی همان حال و هوای شوخی رو به حاج قاسم گفتم می تونم ازت سوالی بپرسم ؟
حاجی گفت بپرس:
گفتم : این چه سری هست که در دفاع مقدس و سوریه هر کس با تو همراه می شود شهید می شود اما خودت شهید نمی شوی
حالت حاج قاسم دگرگون شد و خواست طفره برود که نگذاشتم
حاجی گفت: مطلبی بهت می گویم اما تا موقعی که زنده هستم به کسی نگو
گفتم: چشم
حاجی گفت: من شهادتم را گرفته اما انتخاب زمان شهادتم دست خودم است …..
راوی: شهید حاج رسول استوار