شهید حاج رسول استوار حامی ضعفا و زیردستان

حاج رسول حامی ضعفا

خاطره اول:  حامی سربازان حاج رسول نسبت به زیردستان خاصه سربازها خیلی حساس بود ، اجازه نمی داد حتی یک روزمرخصی سربازها دیر بشود و یا پایان خدمتش به تعویق بیفتد. اگر کار سرباز به مشکل می خورد از ما بازخواست می کرد و حتی تند می شد که چرا کار فلان سرباز را انجام ندادی، سریع برو و مشکلش را حل کن راوی : حسین سیاه نژاد   خاطره دوم: احیای حقوق معوقه کارگران کارخانه حاج رسول در ا...

سربازی آقا در کلام شهید

شهید استوار مدافع ولایت

در ایام فتنه سال 1378 معروف به کوی دانشگاه ، عده ای علیه انقلاب و جمهوری اسلامی شعار می دادند ؛ عده ای پا را از این فراتر گذاشته و دست به تخریب اموال عمومی و آتش کشیدن ماشین ها و زخمی کردن مردم زدند . و کار را به جایی رساندند که حتی برخی به سمت بیت رهبری روان شدند ؛ در این موقعیت شهید حاج رسول استوار با ماشین پژو خود را به خیابان فلسطین حوالی جمهوری رساند و و یک تیربار گذاشت روی ماشین و یک خط...

آشنایی با حاج رسول استوار

هدیه ویژه حضرت زینب(سلام الله علیها)

  بعد از بازگشت از اردوگاه حسیا - محل استقرار موقت آوارگان فوعه و کفریا - دیگر نمی توانستم مثل قبل به کارها برسم فکرم درگیر کودکان شهدا و مردمی بود که در آنجا در وسط بیابان مثل انسان های فراموش شده بودند . دیگر نمی توانستم راحت باشم یاد بچه های شهدایی که ازم خواسته بودند تا کمکشان باشم رهایم نمی کرد و از طرفی حسیا بهترین جا بود برای ساخت یک تفکر و تمدن اسلامی وتربیت نسلی که حم...

شرح زندگی سردار شهید حاج رسول استوار از زبان سردار مینایی فرد

ارادت و محبت حاج رسول به خانواده شهدا

حاج رسول نسبت به خانواده شهدا خیلی تقید داشت و برای حل مسائل ایشان اهتمام ویژه داشت و دائم سعی می کرد کلام امام در مورد خانواده شهدا را که می فرمود "خانواده شهدا چشم و چراغ این ملت هستند" را عملی کند: • در دورانی که به عنوان نیروی انسانی قرارگاه مدینه در خدمت حاج رسول بودم ، هر وقت می خواستیم نیرو جذب بکنیم یا اعم از نیروی انتقالی یا نیروی جدیدالاستخدام وقتی شرایط مساوی بود و به حاج رسول می گف...

شهید حاج رسول استوار در حال قرائت قرآن

شهید سردار استوار محمودآبادی و احترام به قرآن

شهید سردار استوار محمودآبادی و احترام به قرآن با حاج رسول قرار جلسه داشتم،در اتاقم مشغول کاری بودم که یکی زنگ زد و استخاره خواست ؛ بعد از ذکر ادعیه و آداب استخاره؛ قرآن را باز کردم و جواب استخاره را به او گفتم و قرآن را روی همان میز کوچک و کوتاه اتاق که ارتفاعش پایین تر از زانو می رسید گذاشتم. دقایقی بعد حاج رسول وارد اتاق شد ؛ وقتی دید قرآن روی آن میز کوچک است خم شد ؛ قرآن را برداشت...

فرزند مهربان پدران و مادران شهدا

حاج رسول با خانواده شهدا انس عجیبی داشت و آنها را مثل خانواده خودش می دانست، خانواده های شهدا هم حاج رسول رادوست داشتند و او را مثل یک نگین انگشتر در بر می گرفتند و به ایشان علاقه وافری داشتند. او برای والدین شهدا فرزندی مهربان وبرای فرزندان شهدا پدری دلسوز بود نمونه انس والفت حاج رسول با خانواده شهدا ارتباط اوبا پدر شهید هاشم اعتمادی بود. حاج رسول با پدر شهید هاشم اعتمادی(از فرماندهان شهید شی...