شهید حاج رسول استوار وفرزندانش

– مادرم همیشه پدر را همراهی می کرد و هیچ زمانی یادم نمی آید که مخالف فعالیت های پدر بوده باشد. در برهه ای از زمان، به خاطر ماموریت های پدرم، غربت و دوری از خانواده اش را چشید؛ اما همیشه یاریگر پدر بود و به خاطر همین صبوری ها پدرم همیشه می گفت: یکی از نعمت های بزرگی که خداوند به من عطا کرده، حضور مادرتان در زندگی ام بوده است.
– این تصور که عده ای می گویند نظامی ها از روحیه های سخت و تندی برخوردار هستند، اشتباه است. من خودم به شخصه پدر را همیشه به چشم رفیق می دیدم. البته احترام و ارزش ها در کنار صمیمیت بین ما حفظ می شد. این صمیمیت منحصر به رابطه من و برادرهایم با پدر نبود؛ بلکه پدرم با تمام جوان های فامیل همین ارتباط صمیمانه را داشت.
راوی فرزند شهید